کیفیت و کمیت پسته 1403 زیر ذره‌بین

گفت‌و‌گو با دکتر محمدجواد محمودی میمند درباره عملکرد تولید

 

 

مصاحبه‌کننده: ابوالفضل زارع نظری

درصد بالای پوکی، زیاد شدن دانه‌های بدشکل و همچنین اونس بالا از خصوصیات بارز محصول امسال بود به گونه‌ای که کیفیت و کمیت پسته برداشت شده با انتظارات اول فصل، به‌ویژه در استان کرمان، تفاوت زیادی داشته‌است. اما در این بین بعضی از باغداران از مقدار و کیفیت محصول باغشان و یا برخی از ارقام راضی بودند! این همه گزارشات متفاوت در کیفیت و کمیت  حتی در مناطق مشابه، ما را بر آن داشت تا به سراغ محمدجواد محمودی میمند دکترای فیزیولوژی درختان میوه برویم تا علاوه بر بررسی ابعاد و بزرگی این پدیده، علل بروز این وضعیت را از منظر علمی و کارشناسی کنکاش کنیم. باتشکر از وی که سخاوتمندانه دعوت ما را پذیرفت.

دکتر محمدجواد محمودی میمند
دکتر محمدجواد محمودی میمند

آقای دکتر! امسال وضعیت فصل رشد برای درختان پسته چگونه بود؟

امسال چند اتفاق را در صنعت پسته ایران شاهد بودیم که شاید برای اولین بار آنها را تجربه می‌کردیم. اولین اتفاق، تابش‌های زیاد اشعه فرابنفش (UV) خورشید بود. باید توجه داشت که ارقام مختلف پسته تحمل و مقاومت متفاوتی در مقابل تابش این اشعه دارند. به‌عنوان مثال، پسته رقم احمدآقایی تابش فرابنفش تا محدوده 8 میلی‌ولت ثانیه بر سانتی‌متر مربع را به‌خوبی تحمل می‌کند، اما وقتی این شاخص از عدد 8 بیشتر شود این رقم اولین خسارت را تجربه می‌کند. رقم بعدی رقم فندقی و کله‌قوچی یا همان گرد میوه‌ها هستند که در محدوده 10 میلی‌ولت ثانیه بر سانتی‌متر مربع اولین خسارت‌ها را بروز می‌دهند. در نهایت، به‌نظر می‌رسد سایر ارقام مانند اکبری و سفید پسته فیض‌آباد (ارقام بادامی شکل) محدوده 11-12 میلی‌ولت ثانیه بر سانتی‌متر مربع برایشان قابل تحمل است. معمولاً هر سال  این شاخص در تیرماه از مقدار 8-7 عبور می‌کرد، اما امسال شاخص فرابنفش حدفاصل تاریخ یازدهم تا بیستم خرداد از محدوده 12- 10 نیز عبور کرد. متأسفانه و طبیعتاً، اولین خسارت به احمدآقایی و بعد از آن به کله‌قوچی و سپس فندقی‌ها وارد شد. اکبری‌ها مقداری مقاوم بودند و در اوج تابش‌های اول و اوج بعدی که در مرداد ماه اتفاق افتاد کمتر خسارت دیدند. بنابراین، هم شدت تابش از 10 عبور کرد و هم زود اتفاق افتاد؛ یعنی این پدیده در زمانی که هنوز مغز میوه تکامل کافی پیدا نکرده‌بود رخ داد.

مشکل دومی که باعث شد اثر تابش‌های فرابنفش مخرب‌تر باشد، دیرتر استارت زدن درختان در ابتدای فصل بود و عملاً امسال برای اولین بار در استان کرمان اتفاق افتاد. درختان پسته در رفسنجان حدود یک ماه  دیرتر نسبت به تاریخ متعارف و استاندارد باز شدند و زمان مغزگرفتن دانه‌ها نیز حدوداً 14 روز با تأخیر انجام شد و با گرما و تابش فرابنفش زیاد مقارن گردید.

سومین اتفاق این بود که امسال ما در مناطق مختلف پسته‌کاری حداقل بین سه هفته تا یک ماه دماهای بالا بین 39 تا 50 درجه سانتی‌گراد را تجربه کردیم. این دماهای بالا و ممتد در شب و روز قابلیت فوتوسنتز و تولید را از درختان گرفت و عملاً بیش از 20 روز درختان هیچ تولیدی نداشتند. این موضوع از این جهت قابل توجه است که ما تاکنون در این بازه زمانی، هم در روز و هم در شب به‌صورت ممتد این واقعه را به این شکل تجربه نکرده‌بودیم.

در نهایت، عدم مدیریت آب و خاموشی چاه‌های کشاورزی به‌عنوان چهارمین عامل تکمیل کننده این پازل مخرب بود؛ عملاً با قطعی برق، مدار آب هر بار به‌طور متوسط بین 7 تا 10 روز عقب افتاد و ارقام حساس به تنش آبی مثل احمدآقایی خسارت دیدند و ما در پایان فصل این نتیجه را با وضوح بیشتری مشاهده کردیم.

پیامدهای این وضعیت چه بود و محصول امسال را به لحاظ کیفی و کمی چطور تحت تأثیر قرارداد؟

این عوامل در مجموع یک سری نتایج در پی داشتند و طبق اطلاعات ما که  البته خیلی واضح بود؛ درصد پوکی بالا رفت. به این معنا که وقتی پسته‌های روآبی، کمرآبی، گو و پوک را می‌شکستید عملاً مشاهده می‌کردید که همان اوایل فصل که شاخص اشعه فرابنفش اوج گرفته، خسارت به طورجدی واردشده‌است. متأسفانه، بیشترین خسارت را نیز رقم احمدآقایی متحمل شد، چون حساس‌ترین رقم به این تابش است و بین 60 تا 70 درصد پوک برای رقم احمدآقایی در پی داشت. می‌توانم بگویم احمدآقایی و کله‌قوچی بیشترین میزان پوکی را در استان کرمان داشتند.

نتیجه دیگری که حاصل شد بالارفتن اونس پسته‌ها بود. امسال من کسی را سراغ ندارم که نسبت به سال قبل 2 تا 3 واحد اونس ضعیف‌تری را تجربه نکرده‌باشد. من در باغ خودم برای مدت یازده سال آمار دارم، هیچ‌وقت پسته با اونس بالای 21 تولید نکرده‌ام، اما امسال اونس 23 هم دارم.

مورد بعدی این است که پسته‌ها شاخص رویت و ظاهر مناسبی ندارند؛ درصد دهن بست و پسته‌های کج و معوج بسیار بالاست.

نهایتاً مشکل مهمی که به‌وجودآمده این است که درختان ضعیف هستند. ما از حدود شش سال پیش هر ساله برخی از پارامترها مثل قند، نشاسته، کربوهیدرات‌ها و عناصر را در جوانه‌های گل ارزیابی می‌کنیم. امسال جوانه‌های گل از هر سال ضعیف‌تر هستند، یعنی تجمع قند و کربوهیدرات در آنها وجودندارد.

این موارد نتایج استارت رشد دیرهنگام، افزایش تابش اشعه فرابنفش، گرمای ممتد و افزایش فواصل آبیاری به‌دلیل خاموشی موتورهای آبکشی بود.

وضعیت سایر مناطق پسته‌خیز نسبت به استان کرمان چطور بوده‌است؟

من فکر می‌کنم بدترین تنش در استان کرمان رخ داده، چون شاخص اشعه فرابنفش در این استان از 14 هم گذشت. بنابراین، بیشترین تابش و صدمات نیز در استان کرمان بود و در بین شهرستان‌ها رفسنجان و مناطقی مثل کبوترخان و نوق وضعیت بدتری داشتند. البته، این طبق مشاهدات میدانی من است و اطلاعات رسمی نیستند. در محدوده نوق خسارت‌ها بسیار بالا بود و اکثراً 60 درصد پوکی را تجربه کردند، مخصوصاً اگر نتوانسته باشند شرایط آبیاری را مدیریت کنند. در سیرجان نیز خسارت‌های مشابهی را داشتیم، اما شدت و مقدار خسارت‌ها کمتر بود. در انار خسارت کمتری تجربه شد، چون رقم غالب اکبری است. در استان‌های فارس و یزد هم خسارت وجودداشت، اما میزان خسارت بین 15 تا 20 درصد نسبت به کرمان کمتر بود.

به‌نظرمن، امسال مدیریت آب نقش اول را بازی می‌کرد؛ یعنی سه پارامتر اول، محیطی و اجتناب ناپذیر بودند. بنابراین، هرکس آب کافی در اختیار داشت پیروز میدان بود.

امسال بعضی از کشاورزان می گویند که در باغشان رقم فندقی بهتر از کله‌قوچی بوده و بعضی دیگر دقیقاً گزارش برعکسی را می دهند. شما این موضوع را چگونه می بینید و چه دلیلی را برای این مسئله می‌توان بیان کرد؟

بله، واکنش ارقام همیشه ما را شگفت زده می‌کند. به‌عنوان مثال، رقم پسته‌ای به نام چروک وجوددارد که نیاز سرمایی آن در منابع 1400 ساعت ذکرشده‌است. سال گذشته در رفسنجان سرمای کمتر از 1000 ساعت ثبت شد که نتوانست نیاز سرمایی این رقم را برآورده کند؛ اما نیاز سرمایی رقم فندقی‌ تأمین شد؛ با این حال رقم چروک نسبت به فندقی بهتر و به‌موقع آمد و خوشه‌بندی بهتری داشت. حتی واضح بود که درختان رقم فندقی از همه ارقام دیرتر آمدند.

به‌طورکلی شما به‌عنوان یک فیزیولوژیست و کسی که خودش کار کشاورزی انجام داده، با حذف کردن ارقام یا تغییر پیوند موافق هستید؟

ما در بحث ژنتیک، اصلاح و فیزیولوژی با یک واقعیت روبه‌رو هستیم که شرایط محیطی همیشه می‌تواند ژنوم و ژن را تحت تأثیر قراردهد. یعنی در یک شرایط اقلیمی و محیطی همیشه آنچه رخ می‌دهد در علوم زیستی قابل پیش‌بینی  نیست و ما نمونه‌های زیادی در این زمینه دیده‌ایم.

برای پسته این گفته درست است که در پهنه ایران گرد میوه‌ها عملکرد و بازده پایین‌تری نسبت به کشیده میوه‌ها دارند. واضح است که در حال حاضر ارقام فندقی و کله‌قوچی از نظر عملکرد و تولید رکورد پایین‌تری نسبت به اکبری و احمدآقایی دارند. ولی به‌عنوان مثال رقم اکبری که یکی از پرمحصول‌ترین ارقام ماست، همیشه و در همه جای ایران این موضوع برای آن صادق نیست. مثلاً در منطقه سبزوار هر رقمی به‌غیر از کله‌قوچی تکثیر شود، شکست خورده‌است. بنابراین، در این منطقه به‌هیچ‌عنوان نمی‌توانید به تغییر رقم کله‌قوچی توصیه کنید. بالاترین کیفیت رقم کله‌قوچی در مناطق سبزوار، خوشاب، رباط جز، جوین و جغتای قابل مشاهده‌است که اونس 17-18 دارد و عملکرد آن بالا است. حتی هنوز باغات خوبی از رقم فندقی در سیرجان وجوددارد.

بنابراین، من فکر می‌کنم یک رقم باید در جای خودش و در اقلیم مناسب خودش کشت شود و مورد بحث و بررسی قرار بگیرد. ما نمی‌توانیم یک‌دست‌سازی ارقام را در یک پهنه توصیه کنیم.

اخیراً رقم احمدآقایی به‌عنوان یک رقم عمومی برای اکثر مناطق پسته‌کاری ایران توصیه شده‌بود. نظر شما در این مورد چیست؟

بله متأسفانه، حتی اخیراً رقم اکبری برای منطقه ایلخچی در استان آذربایجان شرقی توصیه شده بود. نیاز سرمایی رقم اکبری در این منطقه تأمین می‌شود، خوشه‌بندی نیز عالی خواهدبود، اما مغز نمی‌تواند به تکامل کافی برسد، چون نیاز گرمایی کافی  (GDD) برای مغزگیری وجودندارد. بنابراین باید اقلیم را مورد بررسی و پارامترهای محیطی را مدنظر قرارداد و بر این اساس کشت رقم را توصیه کرد.

 پس به نظر شما، درنهایت فقط می‌توانیم با توجه به بحث تنش‌های محیطی یک دسته‌بندی کلی براساس ارقام کشیده و گرد داشته‌باشیم.

بله، ارقام گرد حتماً نسبت به کشید‌ه‌ها از نظر ژنتیکی مغلوب‌تر هستند. اِپی ژنتیک (تأثیر محیط) هم احتمالاً می‌تواند تأثیرات بیشتری روی ارقام گرد بگذارد. ژنتیک می‌گوید رقم کشیده برتر است. اما ما نیز کماکان این ارقام را در مناطقی که بازدهی و عملکرد خوبی در پایلوت‌ها به‌دست آورند توصیه می‌کنیم.

برخی گفتند ما از نظر آبیاری وضع خوبی داشتیم، اما نتوانستیم جواب خوبی بگیریم. به نظرتان آب عامل اصلی نبوده‌است؟

سه عامل اول که در سوال قبلی نام بردم عامل کلیدی بودند و تأثیرات اصلی را گذاشتند؛ یعنی تأثیر اصلی مربوط به اقلیم بود. البته باغدارانی که واحدهای آب کافی به ازای سطح زیرکشت در اختیار داشتند وضعیتشان بهتر بود. اما الزاماً نمی‌توانیم بگوییم هرکسی آب کافی داشت این خسارت‌ها را تجربه نکرده‌است. گزاره درست این است که بگوییم وجود آب کافی خسارت‌ها را تعدیل و کمتر کرد و این واضح بود. باغدارانی که توانستند مدارهای آبیاری را کوتاه‌تر کنند و در زمستان قبل آبشویی املاح و نمک‌ها را انجام داده بودند در تابستان امسال کمتر خسارت دیدند.

آیا در این شرایط بین آبیاری غرقابی و قطره‌ای تفاوت معناداری می‌بینید؟

حتماً سیستم غرقابی مورد پسند درختان پسته است. سیستم قطره‌ای یک سیستم رفرنس است که ما به آن می‌پردازیم و گاهاً به‌دلیل کمبود منابع آب آن را انتخاب می‌کنیم. البته سیستم آبیاری قطره‌ای باید دقیق اجرا شود و نیاز آبشویی در آن تأمین شود. ما با سیستم قطره‌ای به تنهایی نمی‌توانیم پسته برداریم. در کنار سیستم قطره‌ای حتماً حداقل یکبار آبشویی بسته به طراحی سیستم و شرایط آب، خاک و رقم نیاز است.

امسال آب، برگ برنده بسیاری از باغداران در کشور بود و هرکس آن را مدیریت کرد توانست تا حدی سه عامل اقلیمی و محیطی را تحت کنترل درآورد و مقداری خسارت را کمتر کند. اما به هرحال فکر می‌کنم امسال اشعه فرابنفش و دما عامل اصلی خسارت بودند.

درباره اشعه فرابنفش و دلایل افزایش آن در مناطق مختلف توضیح می‌دهید؟

تغییرات شدید اقلیمی باعث بروز تابش‌های مضر خورشیدی شده‌است و این تابش‌های مضر هیچ نظم و الگوی خاصی ندارند و خارج از زمان مشخص افزایش پیدا می‌کنند. این موضوع می‌تواند محصول را در آینده با مخاطرات جدی روبه‌رو نماید. تأثیر تغییرات شدید اقلیمی روی دیرباز شدن درختان، افزایش اشعه‌های مضر خورشیدی و افزایش دما مشهود بود و این موضوعی است که در دنیا نیز دارد تجربه می‌شود.

وضعیت کشاورزی در مدارات جغرافیایی مشابه چگونه بوده‌است؟

آنها هم شرایطی شبیه به ما اعم از دمای بالا و بی‌نظمی‌های اقلیمی را تجربه می‌کنند. اما ما پسته را در شرایطی تولید می‌کنیم که آب کافی در اختیار نداریم، خاک‌ها شور شده‌اند، تجمع املاح را داریم و به نیازهای خاک بی‌توجهی شده‌است. از این رو، فکر می‌کنم تغییرات اقلیمی اثرات شدیدتری برای ما دارند.

شما امروز اثر اقلیم را در سطح بالاتری نسبت به آب قرار می‌دهید؟

قطعاً تغییرات اقیلمی خیلی اثرات شدیدی دارند. وقتی رقم فندقی در رفسنجان یک ماه دیرتر استارت می‌زند، ما یک ماه از فصل رشد را از دست می‌دهیم و نمی‌توانیم مدیریت خوبی اعمال کنیم. وجود فصل رشد طولانی برای درختان پسته یک قانون است، چون آبیاری و کوددهی در شرایط آب و هوایی بهتر و رطوبت نسبی بالاتر باعث می‌شود درخت بهتر استارت بزند و رشد کند و مغز در شرایط دمایی بهتری شکل بگیرد. اما وقتی این فرایندها به ماه‌های گرم‌تر شیفت پیدا می‌کنند، قطعاً خسارت بالاتر می‌رود. امسال باغداری موفق بود که در مدیریت خواب بهتر عمل کرد، درختان باغش زودتر آمدند و خسارت‌ کمتری خوردند.

 امسال برخی بر این باور بودند که شکستن خواب با روغن‌های ولک و سایر مواد نیز اتفاق نیفتاد. نظر شما چیست؟

بله، دقیقاً همین‌طور است. یک بحث کلی وجود دارد که این مواد و روغن‌ها را در چه زمانی و به چه مقدار و از چه نوعی باید پاشید. ما امسال حدود ده برند تجاری روغن را در کنار یکدیگر تست کردیم و درختان واکنش‌های مختلفی نسبت به هم بروز دادند.

باتوجه به اینکه در ایران پایه‌ها و ارقام درختان ماده متفاوت و ناشناخته هستند و از طرفی درختان نَر هم شناسایی نشده‌اند، با وجود این همه پارامترهای آب و خاک و محیط که بسیار متنوع هم هستند، چطور می‌توان زمان و مقدار و نوع نهاده صحیح و مناسب برای کاربرد در باغات را به‌دست آورد؟

به نکته درستی اشاره کردید. من پانزده سال است که به‌صورت حرفه‌ای و جدی در صنعت پسته کار می‌کنم. در این مدت به این نتیجه رسیده‌ام که تعدادی از پارامترها را باغدار باید در باغ خودش آزمون کند و بهترین نتیجه را به‌دست بیاورد و بر همین اساس تصمیم بگیرد. این نتایج منحصر به همان باغ است که در آن آزمایش شده‌است.

چه پارامترهایی را باغداران باید در باغ خودشان اندازه‌گیری کنند؟

به‌نظرمن، یکی از این عوامل فاکتورهای شکننده خواب (Rest Breaking Agents) هستند. یعنی من به‌عنوان یک باغدار بعد از پانزده سال باغداری در منطقه شهربابک باید بدانم که در باغم با شرایط آب، خاک و شوری منحصر به‌فرد خودش در چه تاریخی، با چه دوزی و از چه ترکیبی روغن ولک بپاشم بهتر است. این کار تنها از طریق آزمایش و تجربه کردن به‌دست می‌آید. این هم کار سختی نیست، چند دوز متفاوت را در زمان‌های مختلف در یکسال امتحان کنند.

مورد بعدی کلسیم است؛ باغدار باید بفهمد چه فرمول کلسیمی در باغش موثر است. یعنی باغدار باید بداند که یک آمینوکلات کلسیم در باغش بهتر جواب می‌دهد، کلسیم قند الکلی بهتر است، کلسیم کربوکسیلیک استفاده کند یا استفاده از کلسیم بور پاسخ بهتری در پی دارد. واقعاً برای هر رقم تأثیر پایه، پیوندک و اقلیم در این مورد متفاوت است.

منبع فسفره مناسب را نیز هر باغدار باید خودش به‌دست آورد. یعنی باید در باغتان تجربه کنید که اوره فسفات بهتر است، یا فسفرهای مایع و یا فسفر اسیدی بهتر جواب می‌دهد. این کار نیز از طریق آزمون و خطا و تجربه‌ کردن میسر است.

امسال در انجمن پسته خیلی خوب عمل شد و مدل دینامیک را به‌صورت فراگیر برای کشور تعیین و اعلام کردیم. به این ترتیب که پژوهشکده هواشناسی کشور به‌صورت روزانه عدد سرمای تجمع یافته به روش دینامیک را اعلام می‌کرد. اگر5-4 روز متوالی عدد دینامیک صفر بود، توصیه ما این بود که کشاورز در آن منطقه می‌تواند روغن ولک بپاشد، اما اگر حتی نیم واحد سرمای طبیعی دینامیکی اضافه می‌شد، توصیه به روغن‌پاشی نکردیم. بنابراین، روغن‌پاشی به اواخر بهمن و اوایل اسفند شیفت پیدا کرد و من مطمئنم روغن پاشی‌های اسفند با توجه به تأخیر امسال بهتر جواب داد.

چرا زمان روغن‌پاشی تغییر کرد؟

این اتفاق به‌دلیل تغییرات اقلیمی بود. ما داریم یک مقاله می‌نویسیم با مضمون «اثرات تغییرات اقلیمی روی صنعت پسته». این اثرات در دنیا اثبات شده‌اند. برای مثال، یک نتیجه تغییرات اقلیمی جابه‌جایی فصل‌هاست. ما در این مقاله به این نتیجه رسیدیم که احتمالاً در مورد پسته باید ماه مهر را به فصل رشد و فروردین را به فصل خواب اضافه کنیم. یعنی باید مدت شش ماهه خواب را یک ماه عقب‌تر ببریم. بنابراین، با جابه‌جایی فصل‌ها احتمالاً اگر تاریخ رفرنس روغن‌پاشی در یک باغ 25 بهمن باشد، قاعدتاً عقب‌تر می‌رود. الان هم قابل مشاهده است که روغن‌پاشی‌هایی که عقب‌تر انجام شدند نتایج بهتری داشتند.

چرا به تعیین جزئیات روغن‌پاشی و فرمول کلسیم و فسفر اشاره کردید، اما مثلاً در مورد پتاسیم نگفتید که باید در باغ امتحان شود؟

چون این سه مورد خیلی کلیدی هستند و می‌توانند اثرات متفاوتی در باغات بگذارند. مثلاً اثرات منابع کلسیمی مختلف خیلی متفاوت است.

امسال توصیه‌هایی برای محلولپاشی فروت‌ست در زمان پس از برداشت وجودداشت. در این شرایط که وضعیت برگ‌ها مناسب نبوده از نظر علمی چه توجیهی وجوددارد؟

بله، بعد از برداشت ما یک سری مدیریت‌ها را در مورد پسته اعمال می‌کنیم. یکی از مدیریت‌ها که به‌عنوان روتین درآمده استفاده از ترکیبات فروت‌ست شامل روی، بُر و نیتروژن است. کاربرد محلول فروت‌ست در پایان فصل دو هدف را دنبال می‌کند؛ یکی به تخلیه عناصر برگ‌ها کمک می‌کند، چون برگ‌ها در پایان فصل همیشه خالی از عناصر نیستند. در پایان فصل، چیزی حدود 800-700 پی پی ام بُر، حدود 3.5-3 درصد پتاسیم، حدود 4-3.5 درصد کلسیم و حدود 100-80 پی پی ام  منگنز در برگ‌ها تجمع پیدا می‌کند. این اثر تجمعی عناصر نام دارد و این چهار عنصر کلیدی در برگ‌ها وجوددارند.

یکی از اهداف مدیریت بعد از برداشت، تخلیه این عناصر از برگ به بخش‌های ذخیره‌ای گیاه است. البته میزان برخی از عناصر هم بسیار پایین است؛ مثلاً میزان نیتروژن کمتر از یک درصد است و روی  و مس هم کاملاً تخلیه می‌شوند. هدف دوم این است که ما بعد از برداشت به این طیف از عناصر نگاه می‌کنیم و عناصری را فراهم می‌کنیم که باعث شود این مقدارها کمی بالاتر بروند.

نکته مهم این است، شرط استفاده از فروت‌ست وجود 30 درصد برگ کارا روی درخت است.

برگ کارا یعنی چه؟

برگ کارا برگی است که قابلیت لوله‌شدن داشته‌باشد و نشکند. روزی که برگ را نتوانید با دستتان لوله کنید و بشکند یا برگ به‌راحتی از درخت جدا شود، این برگ عملاً کارآمد نیست.

باغداری موفق است که به تخلیه عناصر کمک کند. بعد از برداشت معمولاً تمرکز ما بر تخلیه برگ است تا تقویت درختان. مثلاً ما برای تخلیه برگ‌ها محلولپاشی پتاسیم را توصیه می‌کنیم و حتی مس خیلی به تخلیه کمک می‌کند. همچنین کابرد عنصر بُر با دوز دو در هزار لیتر آب یک سیگنال به درخت می‌دهد که باقی مانده بُر را از برگ بیاورد داخل درخت و ذخیره کند. این کار از نظر علمی قابل دفاع و مثبت است، مشروط بر اینکه ترکیب مناسبی انتخاب شود. اگر ترکیب از نوعی باشد که حاوی روی، بُر، نیتروژن، مقداری پتاسیم و مقداری مس باشد، یعنی ۵ عنصر را شامل بشود مناسب است.

اما باید بررسی شود که آیا این توصیه از نظر اقتصادی مثلاً برای یک باغ در منطقه نوق رفسنجان که هزار کیلوگرم پسته خشک در هکتار دارد و جوانه زایشی سال آینده و وضعیت برگ آن هم مشخص است مقرون به‌صرفه است یا خیر.

 آقای دکتر! غالباً استفاده از پتاسیم در شرایط بروز تنش‌های محیطی توصیه می شود. آیا امسال شما تفاوت معناداری در کاربرد آن دیدید؟

ببینید! حقیقتاً تغذیه پسته خیلی پیچیده‌تر از چیزی است که ما فکر می‌کنیم. من هر روز که می‌گذرد متوجه می‌شوم هنوز چیزهایی وجوددارد که بلد نیستم. امسال از نظر فیزیولوژی شرایط پیچیده‌ای برای درختان پسته بود. وقتی آزمون برگ می‌گرفتیم میزان آهن بالابود و ارتباطی هم با مصرف یا عدم مصرف آن نیز نداشت، یعنی کاملاً محیطی بود. امسال شاید در 20-15 درصد از آزمون‌های برگ، میزان آهن متعادل بود و در 80 درصد دیگر میزان آهن بالا بود. بعضی سال‌ها بُر، بعضی سال‌ها کلسیم و بعضی سال‌ها پتاسیم در اکثرآزمون‌ها بالاست. به‌نظر می‌رسد که این شرایط مربوط به محیط باشد.

وقتی ما می‌خواهیم در یک باغ توصیه‌ای برای تغذیه داشته‌باشیم و نتایج آن را از طریق یک آزمون به نام «دریس» نرمال‌سازی کنیم، باید نسبت‌های عناصر نسبت به هم در نظر گرفته شود. آزمون دریس واضحاً به ما می‌گوید که نسبت عناصر متعادل است یا خیر. به‌عنوان مثال، اگر فرض کنیم عناصر درختان باغ در حدود تعادلی قرار داشته‌باشند که  در آن آهن در محدوده 80 تا 100 پی پی ام است، چنانچه به هر دلیلی مثل امسال مقدار آهن به 150 پی پی ام  برسد، با افزودن پتاسیم برگ و رساندن آن به 1.3 درصد نتیجه آزمون دریس قرمز می‌شود. بنابراین، همیشه استفاده از پتاسیم مناسب نیست، بلکه باید پتاسیم را در برابر آهن سنجید. امسال اتوماتیک‌وار میزان آهن بالا بود و وقتی که آهن بالا باشد، فارغ از بقیه عناصر، پتاسیم‌های بالا شاخص دریس را بهم می‌ریخت. امسال افرادی که در دادن سولوپتاس زیاده‌روی کردند، قطعاً آسیب بیشتری به مغز زدند.

فکر نمی‌کنم بین کشاورزان و کارشناسان کسی از این موضوع اطلاع داشت؟

من فکر می‌کنم باید به بحث تغذیه دقیق‌تر نگاه کنیم. در جامعه کارشناسی اصلاً کسی تغذیه پسته را بلد نیست و هدف هم مشخص نیست. ما فقط آزمون می‌گیریم و نگاه می‌کنیم چه عنصری بالا و چه عنصری پایین است و هیچ تلاشی برای نرمال کردن این آزمون‌ها نمی‌کنیم. کما اینکه نرمال کردن آزمون‌های برگ در باغات پسته با این فواصل آبیاری و شرایط فعلی کار آسانی نیست. تغذیه فراتر و یک مفهوم متفاوت نسبت به عوامل اقلیمی است و صرفاً این نیست که بگوییم امسال هوا گرم است و من آب و پتاسیم بیشتری برای رفع تنش می‌دهم و موفق خواهم شد.

بعضی اوقات از قانون لیبِگ در بحث تعادل عناصر صحبت می‌شود. در مورد تفاوت آن با دریس توضیح مختصری می‌دهید؟

قانون لیبگ درباره حداقل عناصر است و می‌گوید مقدار عملکرد درخت براساس کمترین عنصر تنظیم می‌شود. امروز برای تحلیل وضعیت و توصیه‌های تغذیه‌ای عمدتاً از شاخص دریس و حتی «تشخیص ترکیبات تغذیه‌ای» معروف به سی ان دی (Compositional nutrient diagnosis) که جدیدتر هستند استفاده می‌شود.

امسال کاربرد مواد پوششی مثل کائولین برای جلوگیری از گرمازدگی نیز پیشنهاد می‌شد. آیا پوشش درختان با کائولین جواب قابل قبولی داشت؟

بله، کائولین‌هایی که از منبع مناسبی بودند و به‌عبارت دیگر آهک نداشتند نتیجه خوبی دادند.

قاعدتاً شما باغاتی را دیده‌اید که محصولشان خوب بوده‌است.آیا مدیر این باغ‌ها از ابتدای سال می‌دانستند که امسال باید درختان را به‌موقع بیدار کنند یا شاخص دریس را اندازه‌گیری کرده‌بودند؟

باغداری که امسال رکود زمستانه را به‌خوبی شکست و درختان به‌موقع باز شدند، اول خرداد درختان را طبق تجربه‌اش با سیلیکات پتاسیم و یا کائولین کاور کرد، نیتروژن زیادی مخصوصاً شیرابه کود مرغ مصرف نکرد، تا نیمه مرداد علف هرز داخل باغش نگه‌داشت، مدیریت آبیاری را به خوبی انجام داد و فواصل آبیاری را کوتاه کرد و رشد مغز را تسریع نمود، موفق بود. امسال عنصر منگنز عامل مهمی در بهبود رشد مغز بود و مقدار آن در آزمون‌ها پایین بود.

مدیریت کردن آب یا شکستن رکود موارد مطلوبی برای هر باغدار هستند، اما آیا توصیه به حفظ علف هرز و عدم مصرف نیتروژن کار درستی است؟

ما همیشه اولین آزمون برگ را اواخر اردیبهشت می‌گیریم. در عموم آزمون‌های امسال میزان نیتروژن بالا بود و دلیل آن بارندگی‌های اول فصل بود که نیتروژن خوبی فراهم کرده بود. وقتی که نیتروژن اول فصل با 2.5 و 3 درصد کار خودش را شروع می‌کند و در اوایل خرداد 2 درصد نیتروژن در برگ وجوددارد، باید مصرف نیتروژن در این سال تعدیل و کمتر شود. در بعضی از سال‌ها در اول فصل میزان نیتروژن زیر 2 درصد است و باید قسط نیتروژن داده شود. امسال از آن سال‌هایی بود که نباید زیاد نیتروژن می‌دادیم.

 

حدود 20-15 سال پیش شاخص دریس در ادبیات علمی ما وجودنداشت، فروت‌ست بعد از برداشت هم رایج نبود و اینقدر کودهای متنوع مصرف نمی‌شد، اما باغداران پسته خوبی برداشت می‌کردند. به‌نظر شما چه اتفاقی افتاده؟

حرف شما درست است. بله تاریخ گواهی می‌دهد که در گذشته نیاز نبود باغدار کاری انجام بدهد و محصول خوبی برداشت می‌کرد. اما طی این سال‌ها اتفاقاتی افتاده‌است و مهمترین اتفاقات در خاک بوده‌است. به هر حال با تولیدی که انجام شده جذب‌هایی اتفاق افتاده و مقدار عناصر داخل خاک کاهش یافته‌است. مثلاً اگر مقدار بُر در خاک کشاورزی رفسنجان که از نظر بُر در ایران رکورد دار است را بسنجیم، می‎بینیم واقعاً سطح آن به مراتب پایین‌تر آمده‌‎است. وقتی داده‌های برخی از باغات را بررسی کنیم می‌بینیم که روند عناصر کاهشی شده‌است؛ یعنی خاک‌های ما تهی شده‌اند. این خاک با خاک گذشته قابل قیاس نیست. خاک‌ها از نظر عناصر مفید فقیر شده‌اند و علاوه بر این سرشار از املاح و نمک‌های منفی منیزیم و سدیم هستند.

همچنین، منابع آب ما نسبت به گذشته کمتر شده است و این آب را نیز با  منابع آب 15 سال پیش نمی‌توان مقایسه کرد. تغییرات اقلیمی نیز واضحاً مزید بر علت شده‌اند. بنابراین، امروز باید بر مدار علم جلو رفت و باید خیلی دقیق‌تر و حساب شده‌تر کار کرد.

باغداری که مدیریت صحیح اعمال می‌کند و با سه بار آزمون برگ گرفتن در ماه‌های اردیبهشت، تیر و شهریور و کنترل کردن شاخص دریس پیش می‌رود، موفق می‌شود. راهی جز طی مسیر به روش علمی نیست.

امروز در مورد دانسته‌ها صحبت کردیم. آیا امسال به مورد عجیبی که برای آن جواب ندارید برخورد کرده‌اید؟

ناشناخته‌ها در مورد پسته زیاد هستند. یک مورد جالب را برایتان تعریف کنم؛ من هنوز نفهمیدم که چرا امسال رقم چروک اینقدر خوب شد!‌ رقم چروک بدون روغن‌پاشی از فندقی بدون روغن‌پاشی زودتر بازشد، خوشه بهتری بست و پوکی آن کمتر بود. همیشه در باغبانی از فیزیولوژی درخت سورپرایز می‌شوید، حتی افرادی که سال‌ها با درخت پسته کار کرده‌اند این تجربه را نداشتند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا