باقیمانده سموم در پسته

بررسی ابهامات پیرامون باقیمانده سموم در محصولات کشاورزی

سال‌های اخیر، حساسیت کشورهای اروپایی نسبت به وجود باقیمانده سموم در پسته افزایش چشمگیری یافته و قوانین سختگیرانه‌ای در این زمینه وضع شده‌است.بر این اساس، در صورت تشخیص مقادیر بالاتر از حد مجاز سموم در محموله‌های وارداتی، آن محموله مردود اعلام می‌شود. نکته حائز اهمیت این است که این حدود مجاز، بسیار پایین و در حد دقت دستگاه‌های سنجش هستند. همچنین، اگرچه پیشتر امکان ارسال محموله‌های مردود شده به کشورهای سوم وجود داشت، اما اخیراً گزارش‌هایی از دستور مسئولان اتحادیه اروپا مبنی بر معدوم‌سازی چنین محموله‌هایی منتشر شده‌است. فارغ از مقصد نهایی محموله – اعم از اروپا، کشورهای ثالث یا مصرف داخلی – این مسئله به طور مستقیم با سلامت انسان در ارتباط است. در این مقاله، قصد داریم چالش‌ها و ابهامات این موضوع را، مستقل از ابعاد احتمالی سیاسی آن، مورد بررسی قرار دهیم.

اثرات سموم بر سلامت انسان

عموم افراد از مضرات سموم برای سلامت انسان آگاهند، با این حال کشاورزان در مواقع طغیان آفات ناگزیر به استفاده از این مواد در باغات هستند.

وقتی پای سلامت به میان می‌آید، پرسش‌های متعددی مطرح می‌شود:

– چه نوع سمومی و تحت چه شرایطی می‌توانند باقیمانده ایجاد کنند؟

– سموم چه تأثیری بر سلامت باغداران و کارگرانی که مستقیماً در تماس هستند می‌گذارند؟

– و در نهایت، مصرف محصول آلوده چه تأثیری بر سلامت مصرف‌کننده نهایی خواهد داشت؟

برای روشن‌تر شدن موضوع، لازم است ابتدا با چند مفهوم کلیدی آشنا شویم:

دوره ورود مجدد به باغ (Re-Entry Interval – REI)؛

دوره کارنس (Withholding Period – WHP)؛

حداقل فاصله زمانی بین آخرین سمپاشی و برداشت محصول (Pre-Harvest Interval – PHI).

پیش از توضیح این مفاهیم، لازم است دو اصطلاح مهم «مسمومیت حاد» (Acute Toxicity) و «مسمومیت مزمن» (Chronic Toxicity) تعریف شوند.

مسمومیت حاد به وضعیتی اطلاق می‌شود که علائم مسمومیت بلافاصله پس از تماس با دوز بالای سم – از طریق پوست، تنفس یا مصرف خوراکی – ظاهر می‌شود. علائمی مانند سردرد، سرگیجه، درد شکمی، تهوع، استفراغ، مشکلات تنفسی و پوستی از جمله این موارد هستند.

مسمومیت مزمن ناشی از مواجهه مکرر و طولانی‌مدت (ماه‌ها یا سال‌ها) با مقادیر کم سم است. در این حالت، سم به‌تدریج در بدن تجمع یافته و به آرامی به اندام‌ها و سیستم‌های مختلف بدن آسیب می‌رساند. این آسیب می‌تواند منجر به نارسایی کلیوی، اختلال در عملکرد غدد درون‌ریز، یا حتی بروز سرطان شود. نوع و شدت عوارض بستگی به نوع سم، مدت و میزان مواجهه دارد و ممکن است عواقب جبران‌ناپذیری به‌همراه داشته باشد.

دوره ورود مجدد به باغ (REI) 

این دوره به حداقل زمان مورد نیاز پس از سمپاشی اشاره دارد که طی آن ورود افراد به باغ بدون تجهیزات حفاظتی مجاز نیست. پس از سمپاشی، ذرات و بخارات سم می‌توانند در محیط باغ پراکنده شده و از طریق تنفس یا تماس پوستی موجب مسمومیت شوند. مدت این دوره بسته به نوع سم متفاوت است – از چند ساعت برای برخی قارچ‌کش‌ها و آفت‌کش‌های رایج تا ۴۸ ساعت برای حشره‌کش‌های سیستمیک با سمیت بالا. رعایت این دوره تنها برای افراد حاضر در باغ ضروری است و ارتباط مستقیمی با مصرف‌کننده نهایی محصول ندارد.

دوره کارنس (WHP) 

این مفهوم به حداقل فاصله زمانی بین آخرین سمپاشی و زمان برداشت محصول اشاره دارد تا مصرف محصول بلافاصله پس از سمپاشی موجب بروز مسمومیت حاد نشود. رعایت نکردن این دوره می‌تواند منجر به بروز سریع و شدید علائم مسمومیت شود. طول این دوره به عواملی مانند نوع سم، محصول هدف و شرایط محیطی (از جمله آبیاری) بستگی دارد و باید بر اساس توصیه‌های برچسب سم تعیین شود.

حداقل فاصله زمانی بین آخرین سمپاشی و برداشت محصول (PHI) 

این شاخص اغلب با دوره کارنس اشتباه گرفته می‌شود، در حالی که تفاوت ظریفی بین آن دو وجود دارد. PHI عمدتاً با هدف پیشگیری از مسمومیت مزمن تعریف می‌شود و به باقیمانده سمومی اشاره دارد که اگرچه در کوتاه‌مدت علائم حاد ایجاد نمی‌کنند، اما تجمع تدریجی سموم در بدن می‌توانند موجب بیماری‌های جدی شوند. رعایت نکردن PHI ممکن است منجر به وجود باقیمانده سموم – حتی در مقادیر کم – در محصول شود که در بلندمدت اثرات سوء خود را نشان می‌دهند.

انتخاب نوع سم، زمان و روش استفاده از آن برای کنترل آفات پسته، به گونه‌ای که باقیمانده سموم پس از برداشت در محدوده مجاز باشد، مسئله‌ای پیچیده است. برخی کشاورزان با تجربه و آزمایش‌های میدانی به این دانش دست یافته‌اند. به‌عنوان مثال، برخی سموم حتی در صورت استفاده بلافاصله پس از برداشت، ممکن است در محصول سال بعد باقیمانده بالایی از خود به‌جای بگذارند که این مسئله به نوع سم و شرایط محیطی بستگی دارد.

در مجموع، در بحث باقیمانده سموم باید سه عامل کلیدی را در نظر گرفت:

نوع محصول کشاورزی (آبدار مانند کاهو یا خشکبار مانند پسته) و میزان باقیمانده سم در آن.

میزان سرانه مصرف سالانه آن محصول آلوده.

حد مجاز سم برای پیشگیری از بروز بیماری‌های ناشی از مسمومیت مزمن.

پیچیدگی موضوع زمانی افزایش می‌یابد که عوامل دیگری مانند دوره‌های آبیاری، حجم آب مصرفی و شرایط محیطی (مانند میزان تابش خورشید) نیز وارد معادله شوند. به‌عنوان مثال، ممکن است سمی که برای علف‌های هرز استفاده می‌شود، از طریق آب آبیاری جذب درخت شده و در نهایت در میوه باقی بماند و میزان آن از حد مجاز اتحادیه اروپا فراتر رود. یا ممکن است سم در طول زمان و در اثر متابولیسم گیاه به ترکیبی تبدیل شود که حد مجاز آن در استانداردهای اروپایی بسیار پایین باشد.

نویسنده: ابوالفضل زارع نظری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا