مرور کلی بر هرس درختان پسته در آمریکا
اهداف، ابزار و زمان هرس درختان پسته در مناطق پستهخیز آمریکا
در آمریکا دو هدف اصلی برای تربیت و هرس درختان پسته وجود دارد:
1- تسهیل عملیات مکانیزه باغبانی مانند برداشت محصول
2- تولید محصول سالانه با کیفیت از طریق کنترل پدیده سالآوری درختان
اولین هرس در همان پنج سال اول انجام می شود به این صورت که تاج درختان با ترکیبی از عملیات سربرداری و تربیت هرس میشود. هدف اصلی این کار، جذب حداکثر نور خورشید به داخل تاج درخت است.
هنگامی که درخت به سن 6 تا 8 سالگی میرسد و شروع به تولید محصول قابل برداشت میکند، هرس به منظور بهینهسازی جذب نور و افزایش بازدهی محصول انجام میشود. در این سنین، درختان پسته برای مدیریت تاج، دریافت نور بیشتر، تسهیل فرآیند فتوسنتز، دسترسی آسان تنه درخت به تجهیزات برداشت بدون برخورد با شاخهها، کنترل حجم و ارتفاع تاج، جهتدهی به شاخهها و ساقهها، و ایجاد سطوح باردهی مناسب برای افزایش میزان برداشت محصول، هرس میشوند.
لوئیس فرگوسن، محقق دانشگاه دیویس، در این زمینه میگوید: «کیفیت و کمیت محصول قابل برداشت و به عبارت دیگر، بازگشت سرمایه، باید از طریق مدیریت تاج درخت مورد توجه قرار گیرد. دلیل اصلی هرس درختان بالغ، دستیابی به تولید سالانه قابل قبول است».
بهطور ایدهآل، تاج درخت باید فشرده، عمودی و با ارتفاع کمتر از 4.5 متر باشد. تنه درخت باید برای دستگاه شیکر قابل دسترس باشد. شاخههای اصلی باید عمودی، کوتاه، مستحکم و بدون تداخل با یکدیگر باشند و با دستگاه برداشت تماس پیدا نکنند. در چنین شرایطی، تکان دادن تنه درخت باعث انتقال بهتر نیروی عمودی و کاهش نیروی افقی میشود و نیروی کمی به سمت پایین وارد میشود. بنابراین، برداشت محصول از شاخههای عمودی نزدیک به محور تنه، کارآمدتر است. بر اساس مطالعات دانشگاه دیویس، بیشترین دانهها در 6 ثانیه اول تکان دادن درخت برداشت میشوند. افزایش زمان تکان دادن، کارایی برداشت را بهبود نمیبخشد، بلکه هرس شاخهها و هدایت آنها به سمت بالا و نزدیک به تنه درخت، باعث بهبود برداشت میشود.
هرس به صورت دستی و یا مکانیزه و یا ترکیبی از هر دو روش اجرا می شود که هر کدام خصوصیات و ویژگی های خود را دارا می باشند.
هرس دستی
مدیریت تاج درخت پسته، بهویژه از طریق ترکیبی از هرس دستی و مکانیکی، میتواند برای تولید محصول با کیفیت و کنترل سالآوری مورد استفاده قرار گیرد.
اگرچه مدیریت تاج بهصورت دستی و مکانیکی انجام میشود، فرگوسن تأکید میکند که حتی پس از هرس مکانیکی (حاشیهزنی و سرزنی)، باز هم به مقداری هرس دستی نیاز است. مزیت هرس دستی دقت بالای آن است، اما معایب آن شامل هزینهبر بودن، نیاز به نیروی کار زیاد، زمانبر بودن و دشواری آموزش تکنیکهای صحیح است. هرس مکانیکی نسبت به هرس دستی ارزانتر است و سالآوری را کاهش میدهد، اما مشکل آن این است که بین شاخهها برای برش تفاوتی قائل نمیشود. اگرچه هرس دستی از نظر باغبانی بهتر است، اما تصمیمگیری درباره روشهای مدیریت تاج باید بر اساس معیارهای پایداری و اقتصادی باشد.
هرس دستی برای مدیریت تاج درخت نیازمند دانش پایه در این زمینه و آشنایی با ابزارهای مناسب است. هرسکاران باید تفاوت بین جوانههای رویشی و زایشی را بدانند، مراحل رشد و تحول شاخهها را تشخیص دهند، و بدانند که محصول روی شاخههای یکساله تشکیل میشود. همچنین، آنها باید مفهوم غالبیت انتهایی در رشد درخت را درک کنند و تفاوت بین برش سربرداری و تنک شاخه و واکنش درخت به هر یک را بشناسند. علاوه بر این، هرسکاران باید شکل نهایی مطلوب درخت را تشخیص دهند.
فرگوسن چهار مرحله برای مدیریت تاج درخت از طریق هرس دستی مشخص کرده است:
1- حذف شاخههای پایین، صاف، شکسته و متقاطع: این شاخهها باید بهطور کامل حذف شوند.
2- هرس تنک شاخههای بیرونی: این کار باعث میشود تاج درخت به سمت بالا هدایت شود و به تنه درخت نزدیکتر شود. این مرحله با استفاده از قیچیهای دسته بلند انجام میشود.
3- هرس شاخههای بلند غیربارده: شاخههایی که در سرتاسر درخت و بالای آن رشد میکنند و مانع ورود نور به تاج درخت میشوند، با استفاده از قیچی و اره بریده میشوند.
4- سربرداری شاخههای شلاقی: شاخههای شلاقی در بالای تاج درخت سربرداری میشوند و برای این کار از قیچیهای دسته بلند استفاده میشود.
هرس مکانیکی
در هرس مکانیکی، هرس سرزنی به صورت یکسال در میان برای کنترل ارتفاع درخت انجام میشود و در سال بعد، هرس حاشیهزنی برای بهینهسازی دریافت نور انجام میگیرد. در صورت نیاز، هرس حاشیهزنی میتواند هر ساله به میزان متوسط برای بهبود تهویه و ورود نور به داخل تاج درخت انجام شود.
پس از هرس مکانیکی، باید هرس دستی محدودی انجام شود، به ویژه مراحل دوم و سوم هرس دستی که پیشتر توضیح داده شد. بر اساس تحقیقات دانشگاه دیویس، هرس مکانیکی میتواند سالآوری در درختان پسته را کاهش دهد، به ویژه در درختان با پایه آتلانتیکا، از طریق هرس سرزنی و حاشیهزنی قبل از سال کمبار.
این تحقیقات نشان میدهند که اثر متقابل پایه و هرس مکانیکی بر سالآوری تأثیرگذار است. سالآوری در پایههای آتلانتیکا، پایونیرگلد 1، پایونیرگلد 2 و یوسیبیوان به ترتیب کاهش یافت. در درختان با پایههای آتلانتیکا و پایونیرگلد 1، هرس سرزنی و حاشیهزنی قبل از سال کمبار، سالآوری را تا 50 درصد کاهش داد. درختان روی پایههای هیبرید پایونیرگلد 2 و یوسیبیوان سالآوری کمتری (حدود 60 درصد) داشتند و زمان هرس سرزنی و حاشیهزنی تأثیری بر شدت سالآوری آنها نداشت. این موضوع نشان میدهد که پایههای هیبریدی توانایی کاهش سالآوری در رقم پسته کرمان را دارند.
زمان و روش بریدن
زمان هرس درختان بالغ برای مدیریت تاج بسیار مهم است. هرس زمستانه باید در دوران رکود درخت و قبل از تولید هورمون اکسین (هورمون سرکوبکننده شکوفایی جوانههای جانبی) انجام شود. هنگامی که جوانه انتهایی شروع به شکستن رکود میکند، هورمون اکسین آزاد میشود و از شکوفایی جوانههای جانبی جلوگیری میکند. اکسین یک ماده شیمیایی کنترلکننده است که برای جذب مواد مغذی توسط گیاه استفاده میشود. این هورمون در ساقه، جوانهها و نوک ریشهها تولید میشود تا غالبیت انتهایی را حفظ کند و رکود جوانههای رویشی و جانبی را تقویت نماید. حذف جوانههای انتهایی، توزیع اکسین را متوقف میکند و باعث شکوفایی جوانههای رویشی جانبی میشود. بنابراین، هرس باید قبل از شکستن رکود جوانه انتهایی انجام شود.
فرگوسن توضیح میدهد: «در هرس سربرداری، نیمی از شاخه بریده میشود و قسمت پایه شاخه با تعداد کمی جوانه باقی میماند. این نوع هرس باعث حذف کربوهیدراتهای ذخیرهشده در شاخه، کاهش رشد شاخههای نزدیک و فرعی، و تغییر نسبت کربوهیدرات به جوانه میشود که به تحریک رشد جوانههای رویشی و تولید شاخهها و میوههای جدید منجر میشود. در هرس تنک، شاخه به طور کامل از پایه حذف میشود. درخت در برابر هرس تنک واکنش کمتری نشان میدهد، تراکم تاج کاهش مییابد و نور بیشتری به داخل تاج نفوذ میکند. هرس تنک باعث افزایش رشد شاخههای فرعی و هدایت رشد تاج به سمت بالا میشود».
تفاوت هزینههای بین هرس دستی و هرس تلفیقی (دستی-مکانیکی) حدود 50 درصد است. فرگوسن تأکید میکند که هرس دستی لزوماً بهتر نیست و درختان بزرگتر همیشه بار بیشتری نمیدهند. او یادآور میشود که مدیریت تاج درختان بالغ ضروری است و تصمیمگیری درباره زمان و روش هرس باید بر اساس منطق و تأثیر آن بر عملکرد تولید باشد.